پنج تن ال عبا ، فلسفه آفرينش جهان

پنج تن ال عبا ، فلسفه آفرينش جهان

آيا همان طور كه در يكي از ادعيه مي خوانيم آفرينش جهان به خاطر پنج تن است پس خداوند ما را براي چه آفريد؟

 


در اين باره، يكى از سه معناى زيرشايان توجه است :
1. هدف از خلقت جهان، چيزى است كه جز با وجود پيامبرصلى الله عليه وآله و اهل بيت عليهم السلام تحقق پيدا نمى‏كند. از ديدگاه قرآن، همه‏ى جهان براى انسان آفريده شده است: «خلق لكم ما فى الارض جميعاً، انسان نيز براى بندگى آفريده شده است: «و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون؛ حقيقيت عبادت خداوند در ميان انسان‏ها محقق نمى‏شود؛ جز با هدايت پيامبران واز آن جاكه نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله، پيام آور دين كامل الهى است. و اهل بيت علت مبقيه آنند پس صحيح است كه گفته شود، عبادت خداوند، جز با وجود پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله و امامان معصوم عليهم السلام در ميان بندگان خدا به طور كامل محقق نمى‏شود.
2. پيامبرصلى الله عليه وآله و اهل بيت عليهم السلام مى‏تواند تمام هدف از آفرينش جهان را در خود متجلى كنند و آن هدف را به صورت كامل در خود محقق سازند. به طورى كه بدون آنها هدف از خلقت جهان به معناى تمام و كمال خود محقق نمى‏شد، اگر چه ديگر انسان‏ها هر يك به اندازه‏ى مرتبه‏ى كمالشان، آن هدف را به طور نسبى محقق كرده‏اند. به عبارت ديگر هدف از خلقت انسان رسيدن به حد اعلاى كمال امكانى است. اين هدف در مرتبه نهايى آن در اولياى كمل الهى و انسان كامل تحقق مى‏يابد و انسان كامل، بلكه اكمل اولياى كمل الهى پيامبرصلى الله عليه وآله و اهل بيت طاهرين ايشانند.
3. طبق معناى قبلى، پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله و اهل بيت عليهم السلام هدف از آفرينش جهان را به تمام و كمال در خود محقق ساخته اند؛ اما براى اين كه آنان بتوانند در اين دنيا چنين كمالى را در خود محقق سازند، بايد همه‏ى اين جهان آفريده مى‏شد و همه‏ى اين انسان‏ها - چه مؤمن و چه كافر - و حتى دشمنان و دوستان آن حضرت، خلق مى‏شدند تا آنان مجال رشد و تكامل پيدا كند و قابليت‏هاى خود را به فعليت برساند. البته در اين معنا، چنين نيست كه مثلاً دشمنان از روى جبر با آن حضرت دشمنى كرده اند؛ بلكه وجود انسان هايى براى تحقق كمال اختيارى پيامبر نياز است و پيامبر مى‏تواند در فضاى ميان آنان - چه فضاى دوستى و چه دشمنى - در مسير رشد و تكامل خود قرار گيرد. انسان‏هاى ديگر نيز هر يك به اندازه‏ى مرتبه‏ى كمالشان‏غرض از خلقت اند؛ يعنى، هر اندازه كه كمال آنان بيشتر باشد، غرض اصلى از خلقت نيز به آنان بيشتر تعلق مى‏گيرد و هر اندازه نقصان دارند، به همان اندازه طفيلى‏اند و غرض به طور عرضى به آنان تعلق گرفته است.
اين سه معنا با يكديگر منافاتى ندارند و همه‏ى با هم سازگار اند. خداوند، مى‏خواهد همه‏ى انسان‏ها به كمال نهايى برسند و اين كمال، متوقف بر اطاعت از دين الهى است و دين كامل و خاتم را پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله آورده است. از سوى ديگر هر انسانى، به اندازه‏اى كه به كمال مى‏رسد، هدف از خلقت را در خود محقق ساخته است و در كوتاهى‏هاى خود و نقصان اختيارى‏اش، از هدف خلقت دور شده است. پس وجود اين نقصان‏ها، غرض اصلى نيست، بلكه به تبع و بالعرض، امكان وجود پيدا كرده است.


ارسال یک نظر جدید

نام شما
ایمیل (منتشر نخواهد شد)
آدرس وبسایت
کد امنیتی